الشيخ رسول جعفريان
1284
رسائل حجابيه (فارسى)
ايرج ميرزا بر ضد حجاب بحث از كشف حجاب را به صورت منظوم ، گويا براى نخستينبار ، ايرج ميرزا ( 1292 - 1344 ق / 1305 ) مطرح كرد . وى فرزند انديشههاى نو است كه با شروع مشروطه و غلبهء نهضت تجددگرايانه ، سخت تحت تأثير آن قرار گرفت . ايرج كه شاهزاده و شاعر بود ، چندان از دانش بهرهاى نداشت ؛ اما در عوض ، قريحهء شاعرانهء نيرومندى داشت كه در همان قالب شعر كهن ، و بيشتر به سبك سعدى ، اشعارى مىسرود . جنبهء اندرزگرايانهء اشعار او و همچنين هجويات و هزليات ايرج سبب شد تا نفوذ او ميان عامهء مردم توسعه يابد . مع الاسف ، نداشتن تفكر عميق و انديشههاى سطحى از يك طرف ، و تأثيرپذيرى شديد او از غرب ، كه بلاى عمومى براى همهء نوگرايان پس از مشروطه بود ، سبب شد تا ايرج شعرش را در خدمت سطحىترين لايهء تمدن غربى قرار دهد . محجوب ، كه ديوان كامل وى را به طبع رسانده ، در مقدمهء اثر خويش تصريح مىكند كه ايرج « در مقام تبليغ افكار انقلابى و اصلاح جامعه [ ! ] مطالعهاى عميق نداشته و ريشهء دردها و بدبختىهاى اين ملت را تشخيص نداده » است . وى « گمان برده است كه اگر همه كس ، به مدرسه بروند و دندان خود را مسواك كنند و از سينهزنى دست بردارند و قوانين بهداشتى و آداب معاشرت را مراعات كنند ، كار درست خواهد شد . » « 1 » بايد بر آن افزود : ايرج ميرزا ، تصورش بر اين بود است كه اگر زنان ما ، حجاب را از سر بردارند ، و مردان لباس امروزى بپوشند ، متمدن خواهند شد . اين همان تصورى است كه رضا خان نيز داشت و پس از مرگ ايرج ميرزا ، زمانى كه به سلطنت رسيد ، اجراى همين پنداشتهها را پيشهء خود كرد . آنچه اهميت دارد ، اين است كه ايرج ميرزا با توجه به آنچه در اشعار متعدد خويش آورده ، نشان داده است كه به عفاف به مفهوم اسلامى و ملى آن توجهى ندارد . وى گرايش گستردهء خود را به همجنسبازى و جز آن ، در بسيارى از اشعارش نشان داده و حتى يكى اشكالاتى كه براى حجاب بيان مىكند ، آن است كه چون مردان دستشان از زنان كوتاه است ، به همجنسبازى پناه بردهاند . بنابراين ، چيزى به نام عفاف در انديشه و احساس ايرج ميرزا جايى ندارد . در چنين بسترى ، راحتتر مىتوان به برخوردى كه وى با مسألهء حجاب داشته توجه كرد . شخصى فرضى ، در پاسخ اين پرسش او كه چرا كه همجنسبازى در ايران زياد است ، به عكس اروپا [ ! ! ] مىگويد : كه تا اين قوم در بند حجابند * گرفتار همين شىء عجبابند
--> ( 1 ) . محجوب ، محمد جعفر ، ايرج ميرزا و نياكان او ، ص سى و چهارم .